تبليغاتX
احمد شاملو

 

چنان که شنیدم شاعر معاصر احمد شاملو با موافقت آیدا همسر و  دکتر خانواده گی شاعر با آمپول هوا کشته شد  تا صدای فریاد دردش به گوش جهان نرسد زیرا درد او جانکاه بود  و این لطف باید  پنجاه و چند سال قبل از این یعنی زمانی که شاملو در لباس آلمان جوان های هیتلری کنج  ِ زندان ِ متفقین رویاهای فاشیستی را بر باد رفته می دید تزریق می شد تا هرگز به چشم خود نبیند کتاب کوچه ی بر باد رفته اش و کتاب بی ارزش ِ ده سال با شاملو و کتاب منحوس آهنگ های فراموش شده را دردست ملتی که او را بردوشها سرخ خود برد و بر گورهای سیاه گریست.

قصه ی شاملو و سرنوشت او و آثارش از تلخ ترین درام های دوران معاصر است.  دورانی که سخن از درختان گشن گفتن جنایت است

متبرک باد نام او 

در این وبلاگ آنچه را  برچیده ایم از این قصه بی پروا اخبار خواهیم کرد

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 1:36 توسط سیمین |

 

در روزنامه­ های ایران بخوانید:

 

 

با انصراف شاكيان[۱]  پرونده يادگارهاي شاملو حراج نمي شود


پرونده مزايده اموال احمد شاملو كه از سوي پسرش سياوش شاملو در دادگستري كرج عليه آيدا و سيروس شاملو به جريان افتاده بود، پس از انجام مذاكره ميان طرفين
[۲] ، مختومه شد.
    
    احمد وثوق احمدي، وكيل آيدا شاملو با اعلام اين خبر گفت:«قرار بود جلسه حراج اموالي كه اكنون در منزل شخصي موكلم نگهداري مي شود
[۳] ، 30 آبان به مدت يك ساعت در محل دادگستري كرج به حراج گذاشته شود اما در جلسه اي با حضور طرفين پرونده، قرار شد شاكي از شكايت خود صرف نظر كند به اين شرط كه موزه شاملو در منزل اين هنرمند راه اندازي شود[۴] 
    
    به گفته وثوق احمدي
[۵] ، نتيجه مذاكرات به صورت مكتوب آماده شده و به امضاي حاضران جلسه رسيده است. به اين ترتيب سياوش شاملو صدور مجوزهاي دولتي براي راه اندازي موزه را پيگيري مي كند[۶]  و به محض صدور مجوز، منزلي كه اكنون به نام آيدا شاملو و محل زندگي اوست[۷] ، به موزه تبديل خواهد شد. در اين تفاهمنامه قيد شده، خانه تا زمان حيات آيدا شاملو در اختيار او خواهد بود[۸] .
    
    سياوش شاملو نيز در گفت وگو با «سرمايه»، اعلام كرد:«قصد ندارم آثار پدرم را به فروش برسانم
[۹] ، من خود خريدار آثار هستم اما نمي توانم درباره دلايل تشكيل پرونده صحبت كنم[۱۰] 
  

 

و نتیجه درخشان این نشست ها مثل همیشه قیمه قیمه کردن  آبروی شاعر است  توسط چل دزد فردیس.  سیروس شاملو هم بجای در افتادن با این اوباش نشسته به فحاشی به شاملوی بیچاره !!!

که چنین فرشته­ هایی در آستین    قلم  پرورش داد!


 [۱]

 مراد  ِ  روزنامه ها صرفا یک شاکی است به نام سیاوش شاملو صاحاب دفتر نظارت بر آثار احمدی ِ شاعر  ولی روزنامه ها فرق شاکی و شاکیان را نمی دانند!

 [۲]

 مراد از ( طرفین )   شاکی و  دوستان احمد شاملو باشند که سرنخ   رشوه­ ها را  از سر گرفتند تا گند موضوع عالم­گیر نشود !

 [۳]

 بهتر است هر چیزی را به نام خود درک کنیم لزومی ندارد سکونت در منزل یک میلیار تومانی را حتما  ( پرچم داری فرهنگی ) بنامیم  همانطور که دزدی  علنی را ( وام داری )  و ( دودکش خانه ) را نباید ( دفتر نظارت )  خواند اما وثوق احمدی ما با این تغییر واِِژگان از بسیار نزدیک آشنایی دارد  !!!!! ؟

 [۴]

بعد از گذشت هفت هشت سال از فوت شاعر بیچاره -   تازه قرار است موزه شاملو یعنی همانجا که درش به روی امت بسته است و محل نگهداری گربه های فرهنگی است درش باز شود!! چه بوی معطری !

 [۵]

 مشئول دود و دم   فرشنگی  و ذغال  جکسون   ؟ !

 [۶]

همانطور که سابقا  به مدد رشوه و به شرط  ریدن  به آثار شاعر از  حامیان باسمه ­ای  شاعر  تو بخوان دشمنان فرتنگ ملی  مجوزهای غیرقانونی گرفته بود!

 [۷]

وثوق احمدی دروغ می گوید .  اگر این خانه به نام آیدا بود لزومی نداشت ورثه و دیگران برای این خانم تصمیم بگیرند. هر کسی می تواند خانه خود را به موزه تبدیل کند و لازم نیست از دیگران کسب تکلیف کند. این البته نخستین بار نیست که وثوق لایی در می­کند!

 ۸]

 اگر این منزل به نام خانم آیدا شاملوست  قرار است تا زمان حیات او در اختیار او قرار داده شود !!!!!!!!!!!!!!!!!

 [۹]

 !!!!!!!!!!!!!! می­شود آنها را دود کرد؟!

 [۱۰]

 معلوم می­شود کسی دیگری هم جز شاملو می تواند شعر بگوید اما از نوع کس...شعرش!!!

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1387ساعت 18:50 توسط سیمین |

 

 

 

 

 

 

 

 نا گفته ها و نا شنیده ها  از خیانت های آیدا سرکیسیان (موزه شاملو )

و

سیاوش شاملو ( دفتر نظارت بر آثار شاملو)

به

آرمان احمد شاملو

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 11:34 توسط سیمین |